عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

690

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

موسيو نوز وزير گمركات به تاريخ غرّهء شهر رجب المرجب توشقان ئيل 1321 » . ترتيب عيد قربان در ايران به قانون مذهبى ، هركس مطيع مذهب شيعه مىباشد و صاحب مكنت باشد ، بايد در روز عيد قربان - كه روز دهم ذى حجة الحرام است - گوسفند يا گاو يا شتر بكشد و به فقرا قسمت كند و دعاى ذيل را در وقت كشتن آن حيوان بخواند . رو به قبله آن حيوان را نحر كند : [ وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً مسلما وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ] « 1 » [ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ لا شَرِيكَ لَهُ وَ بِذلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا من الْمُسْلِمِينَ ] « 2 » اللهم منك و لك بسم اللّه و اللّه اكبر و پس از نحر يا ذبح بگو : اللّهم تقبل منى . و قانون هرولايتى اين است كه در روز عيد قربان ، از طرف حاكم ولايت شترى مخصوص به قربانگاه ببرند و به روش مخصوص بكشند « 3 » و مردم الواط به دور او جمع شده او را زنده زنده ، پاره‌پاره نمايند و هريك بهره ببرند . از اين روى ، بسا باشد كه در آن روز ميان الواط جنگ شود و معمول قربانى پايتخت - يعنى در هرشهر كه دار السلطنه است - اين است كه شتر مخصوصى را از طرف دولت مزين به جواهر و شال‌هاى ترمه مىنمايند و دو روز قبل ، با ساز و مطرب در جلوش ، در عمارت سلطنتى به حضور شاه مىآورند و قدرى ساز مىنوازند . آن‌وقت شاه يك نفر مخصوص را كه بايد در روز عيد قربان شتر را نحر نمايد ، به او خلعت مىدهد و در روز عيد قربان آن شخص به اسب سلطنتى سوار شده در جلو او موزيك مىزنند و سوار و پياده و اهل نظام از هرطرف او هستند و شاطرهاى سلطنتى در پيشاپيش او مىروند و او را به همين ترتيب مىبرند . در ميدان بزرگى كه مخصوص اين كار است و از اطراف اهل نظام مىايستند و او با نيزه به

--> ( 1 ) . إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ( آيهء 79 سورة الأنعام ) . ( 2 ) . قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ لا شَرِيكَ لَهُ وَ بِذلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ ( آيه 162 ، 163 سورة الأنعام ) . ( 3 ) . متن : بكشتند .